تبليغاتX
کی به کیه تاریکیه

عکسارو نیگا ای یه

سلام اه چقد سرعت اومده پایینالان تقریبا ۲۰ دیقه می شه الافمحدود شونصد تا سایت باز کردم هیچ کدوم بالا نمی یاناومدین و نسازینا چرا نظر نمی دین نظر بدین داستان اینا می نویسما بازیکلادیگه نمی دونم چی بگم چن تایی عکس می ذارم اگه حوصلشو داشتم

Emma Watson Picture Gallery

نیم رخ گرانبهای اما واتسون

از اینم خوشمان آمد

Click to view full size image

نه جون من این لاوندره چی فک کردهاصلا داره رو دست اما بلن می شه

بونی چه جدی گرفته رفته چسبیده به دنیلدنیلم که قربونش برم خودشو شبیه

 کلم کرده تام تریپی زده ها شاخ شده

Click to view full size image

بونی قدش از دن بلندتره

تفلد تفلد تفلد دوست بونیاین کیکیه به کجاشون می رسه موندم

اینا رو نگا توروخدا سن خر حسن گچی رو دارنا

Click to view full size image

اینو نگا چه فکل کروات کرده البته اسپرت بیشتر بش می یاد

اینو نگا حالشو ببر

 

این میمون کیه

اینم که الیور و جیمز که کاملا مشهودن

 

دیگه زیادی حالشو بردین اگه نظرا بره بالا بازم ار این حرکتا می یام

 


 

ترکانده شده توسط اینجانب به نام خدا هستم ندا در جمعه نوزدهم تیر 1388 در تایم0:35 موضوع | لينک ثابت


برگشتی دوباره

 

در اولین فرصت می آپم

(نیست که خروار خروار نظر دادین گفتین چرا آپ نمی کنی از اون لحاظ)

 ---------------------------------------------------------------------------

 شنیدین شاعر می گه :

تابستونه فصل شادی و خنده بچه ها توی کوچه گرم بازی مثل چن تا پرنده

 

سلام یه سلام گرم و داغ بر همه ی بینندگان؟!شنوندگان!؟نه نه بازدید کنندگان

خیالی وبلاگ جین امیدوارم حال همتون چطور باشه و خوب و اینا....

چی کار می کنین با تابستون ؟...صفا سیتی موز آب انبه آب انار....

در حال لایروبی جرم های دکمه های کیبورد بودم که به فکرم رسید یه آپی کنیم

اینقد تو جو امتحانا بودم که تایپم کند شده اگه پارازیتی چیزی اون وسط دیدین دیگه

 دیگه از ما گفتندی ...

الان این قیافه ی منه چشام از حدقه زده بیرون اینقد هری پاتر خوندم

خب خل نیستم ولی تفریح مورد علاقمه ریکه نمی شه کاریش کرد  یه کم دورشون

کردم البته ۲ جلد آخر + چن تا از فن فیکیشن ها که فرصت نکرده بودم بخونمشون

یادگاران مرگ ٬ غارهای مرگبار...ام....این دو تا با هم فرق می کنن خیلی ولی نمی

 دونم قضیش چیه جفتشن رولینگ نوشته ولی داستاناش کاملا با هم فرق داره من

شخصا غارهای مرگبارو ترجیح می دادم تا تبدیل به فیلم بشه اتفاقاش کاملا قابل

باوره و جالب و خنده دار ببینم کس دیگه این کتابو خونده ؟ راهنمایی:توش جینی

 هم دنبال جاودانه سازا می ره هری واسه اینکه زنده بمونه یه هوراکراس درست

 می کنه آمبریج وزیر می شه پدر همه رودرمی یاره وهری حرکتای باحالی میادو...

اگه کسی خونده بگه داستانش واقعا ناکید می کنم واقعا جالبه)

به نظرم دفترچه خاطرات ویرجینیا ویزلی خیلی قشنگه...شیطنت های جینی برام

 آشناس...پیشنهاد می کنم بخونیدش...سنگ های ۶ گانه رو تا فصل ۴۰ داشتم

که خوندم ...غارتگران واقعا عالی عمل کردن هر چن از اینکه جینی کنار گذاشته

شد زیاد خوشم نمی یاد...غارتگراتوی مدرسه ی ما ...اکیپ شهیدی...

 

 دلم می خواد خاطرات سال آخرمونو بنویسم تا یه جایی به صورت مکتوب داشته

 باشمشون پس این قسمت ربطی به هری پاتر نداره البته شاید شباهت داشته

باشه چون ما هم به نوعی غارتگر بودیم ...پس امیدوارم که بعد نگین اینا به من چه

من واسه اینکه یادم بمونه چقدر بچگی کردم بهتره بگم کردیم اینا رو می نویسم

می تونین نخونین در ضمن اینا واسه ما جنبه ی کارهای غارتگری دارند پس لزومی

نداره اونا رو جالب بدونین چون تو اون لحطه باید اونجا بوده باشین تا بدرکین

 

اکیپ شهیدی

شامل اعضای ثابت: 

سارا.ش سر دسته ی گروه تلفیقی از جیمز و سیریوس و فرد و جرج

ندا.ی دست رایت ساراملقب به جمیله البته کمی محطاط مث لوپین و زیر صداگروه

سمانه.ک ملقب به بنگی ٬بشی٬بش تومانی خرخون

ندا.ط دست چپ سارا ملقب به باجی بی کله

(۴ عضو بالا به دالتون ها معروف بودن)

سپیده.ن ملقب به بیلمز مدادرنگی اخلاق مشخصی نداره روش بذارم عادیه

نیمکت نفوذی(شایدم اخراجی):

سولماز.ق ملقب به خاله ریزه به نوعی جوکر متخصص دودرکردن

اعضای میهمان:

آرزو.ک ملقب به کلاه قرمزی٬ ساسی بسیار خرخون وخواننده گروه

فرشته.ف ملقب به شرک با کمی اعتماد به نفس کاذب نوازنده ی بسیار ماهر گروه

 کافیه دیگه این افراد حضور پر رنگی در شلوغی ها داشتن بقیه هم بامون همکاری

 می کردن یا  ضد مون بودن(سه تفنگدار به خصوص فائزه که با آهنگ و رقصین و

کلاسو به هم ریختن مخالف بود)

 

**یادش بخیر فک کنم اولای سال بود کلاسمون طبقه ی چهارم بود و شهین(ناظم)

به خودشون زحمت نمی دادن این همه پله رو عنر عنر بکوبن بیان بالا و چون بارون

می یومد ما تو قلعه مونده بودیم زنگ تفریح بود جزئیاتش یادم نیست ولی انگار یکی

از بچه هامون باانسانی هاحرفش شده بود سارا و ندا و چن تا دیگه که یادم نیست

یه نیمکت بردن گذاشتن پشت درشون و گفتن که نیمکتو هل بدین ما هم ۱۰ نفری

ریختیم نیمکتو هل دادیم که اونا نتونن بیان بیرون ولی اونا هم زیاد بودن زورشون

بهمون چربید اصلا نمی خواستیم در بشنکنه خب شکست و یکی از بچه های فضول

انسان از چنگولمون خارج شد و رفت آمار داد که درو شکستیم...خلاصه فردامدرسه

تشکر ویژه ای ازمون سرصف کرد البته ما به کمک فرشته که ماموربود از محلکه جان

 سالم به در بردیم(به نظرم برای شروع یه کم زیادی بزرگ بود باید ملایم تراشو بگم)

**گوشی بردن توی مدرسمون ممنوع بود بدجوری گیر می دادن ولی ما همیشه

همراهمون بود سر کلاس معمولا آهنگ گوش می کردیم و اس ام اس بازی البته با

افراد خارج ازمدرسه ...یا یکی از بچه هامون که به نو تحوع آوری عاشق شده بود

زیر میز با معشوقش لاو می ترکوندن من و سارا هم باید با سوزن ته گردقلب هارو

می ترکوندیم. یه بار کیفم ولو شد رو زمین و گوشیم سر خورد رفت بغل تخته بچه ها

شلوغ پلوغش کردن که ماشین حسابت افتاده و با یه شیرجه از جلو چشم معلم

از اونور نسترن گوشی سپیده رو می کشید و سپیده بهش نمی داد یه دفه صدای

آهنگ رفت هوا ولی به موقع خفه شد از اونورم که سارا شیطنتش گل کرده بود

صدای میو میو و اینا که مال سامسونگه رو می ذاشت ولی نتونستن منبع رو پیدا کنن

(خوبه ۱۹ نفر بیشتر تو کلاس نبودیما) بعدشم که خالی داشتیم یه کم ایجاد مزاحمت

برای بوی فرندهای بچه ها داشتیم یعنی من توش سرکت نکردم ولی نظاره گر بودم

(خب به نظرم نامردیه که بایکی باشی و بایکی جنس مخالف بحرفی حتی برای

 خنده ) فائزه که این طور چیزا رو خلاف شرع می دونست به نظر می یومد که

آمارمون رو داده کل کلاس به جز + ها رفتن دفتر در حالی که توی جیبامون گوشی

بود مدعی شدیم که ما نیاوردیم بیاین بگردین اصلا...

**سر سیاه زمستون بود و دندونامون می خورد به هم داشت برف می یومد باز زنگ

تفریح بود یه پارچ آب یخم رو میز من داشتم با سپیده حرف می زدم که احساس کردم

یخ زدم سارا نصف بیشتر پارچو خالی کرد روم ...منم ادامشو ورداشتم که خیسش

کنم در رفت بی شعور...منم  کیفش با کتاباشو براش آبیاری کردم ...فقط نتیجش این

بود که کتاباش خیس شدن و من یه سرمای حسابی خوردم

**تفریح دیگشون این بود که یکی دستای آدمو می گرفت یکی پاهاشو و شلوارشو  یا

سویشرتش در می آوردن و تخته دو پاک می کردن و یا با تخته پاکن و گچ به جون هم

می افتادن که من خوشم نمی یومد معمولا سمانه چون به لباساش حساس بود

طعمه می شد یه بارم سارا سر تا پا گچی حین ارتکاب جرم دستگیر شد ولی

 با چادر یا پالتو  و بلبل زبونی تونست از جلو چشم شهین که دنبال ذره های گچ بود

فرار کنه

**آهنگ قرش بده علیشمس امیر نصیر و امیرزیکو داشت توسط من و سارا واسه

فائزه خونده می شد با کمی حرکات موزون رپ

-داف منی بابا شک نکن دافی

-منو ترک نکن داف منی..

فائزه :بس کنین

-سلام خوشگله تو که داری قر میدی جواب منو چرا انقد مشکل می دی

-بیا وسط تو با من برقص قول می دم داف منی خب نترس ..

فائزه با نگاه غزبناک:ندا سارا بس کنین به پیی(ناظم که ما اسمشو گذاشته بودیم

شهین) می گما 

-لم بده روم با اون هیکل نازت نمی دونم چت شده بگو چه فاضت

-آخه داغه داغه واسم هوای انجا لباساتو....

بعد از اینکه معنی داف رو براش توضیح دادن فردا سارا تعهد نامه ای به این مضمون

نوشت و امضا کرد:

 

          من سارا.ش تعهد می دهم دیگر آهنگ های ضداخلاقی و مستحجن

          اجرا نکنم

 

ندا هم که آهنگ جی باند رو با آهنگ سنتی تلفیق کرده بود و سر کلاس حسابان

 در حالی که چه چهه می زد و دستش روی گوشش بود لو داده شده بود پس اونم

فقط تعهدنامه ی سارا رو امضا کرد و چون برای سمانه موردی پیدا نکردن بهش یه گیر

دیگه دادان سمانه خودکارشو برداشت و نوشت:

 

          من سمانه.ک تعهد می دهم دیگر در خودم نباشم

 

بعد به ما نگاه کرد و گفت:والا و همه خندیدیم . به نظرم غارتگر بودن سمانه از اینجا

نشات گرفت و من هم شناسایی نشدم البته از اینکه مثل پتی گرو رفتار کردم

خوشحال نشدم و سعی کردم یا توی کارا نباشم یا باشم تا تهش برم

 

**معمولا کلاسای بعداز ظهر خشته کننده بود البته در صورتی که ناهار نبرده باشیم

و با شهین کلاس مبانی داشته باشیم . تا جای ممکن سارا و خدیجه که تو زیگیل

بازی معروف بودن کلاسارو کنسل می کردن یا اگرم تشکیل می شد در صورتی که

 ناهار نداشتیم همه به بهونه ی مختلف از قبیل دل درد٬سر درد٬فوت ناگهانی اقوام

و ... با بازی می پیچیدند یا همگی سر کلاس می خوابیدند ولی اگه ناهار داشتیم

 که بدبختی قوم یاکوزا(غارتگران) می ریختند رو غذا و بعد که تموم می شد با قاشق

توی حیاط می گشتیم تا غذاهای بقیه رو تست کنیم که یه وقت خراب نشده باشن

و وقتی سر کلاس بودیم به قول سارا کلاس فضایی و در حالت پیک نیک بود

سارا فش های نامربوط و کش داری بلنند بلند می گفت هر چقدر که بیشگونش

 می گرفتم صداشو بلندتر می کرد در حالی که شهین دو میز بیشتر فاصله نداشتیم

 

**معمولا امتحانهایی که دلخواهمون نبود رو حذف می کردیم یا روزهایی که حال

درسخوندن نداشتیم روی برد الکی برنامه ی امتحانی می نوشتیم و معلم ها هم

به هوای اینکه امتحان داریم ازمون امتحان دیگه ای نمی گرفتن البته این ایده ی نثار

بود. امتحانای نیم ترم هم نمره هامون خیلی پیشرفت کرد چون توی انواع اقسام

تقلب ها استاد شده بودیم . درس ها را بین ۵ عضو ثابت تقسیم می کردیم اینطوری

سریع تر تموم می شد.فقط یه بدی داشت اینکه سر امتحان هی باید سوال می

 کردیم که این سوال مربوط به کدوم درسه تا بفمیم در حوزه ی استحفاظی کدممون

 قرار می گرفت و این موقع بود که تو سری ها شروع می شد اونم خیلی محکم

 سارا چون یه کم بی کله تشریف داشت توی نصف آچهارتقلباشو می نوشت و

خیلی سخت می شد اونو از دستش گرفت ولی دمش گرم خیلی باحال می رسوند

نامردی نمی کرد فقط برای سریع تر پیش رفتن ار گاهی جفتکی چکی نثارمون

می کرد که بیشتر خندمون می گرفت ندا هم بیکگیشو ثابت می کرد که نمی تونم

طریقه شو توضیح بدم ولی بسیار کارای داشت البته برای میزپشتی خلاصه دست

همه ی کلاسها رو بسته بودیم توی تقلب و مسائل دیگه ولی بهمون زیاد کاری

نداشتن هر چی باشه سوم ریاضی و گل سرسبد...

 

*خاطره ی خاصی یادم نمی یاد که طولانی باشه ولی وقتی رفتیم شابدالعظیم

خانوم لطفعلی بستنی مهمونمون کرد توی اتوبوس با شعر

- سیاها مستن

همه: هلل یوسا یوسا

- با نی لبک می رقصن

همه : هلل یوسا یوسا....

که من می خوندم یا جونجونمی که سارا میخوند روز فراموش نشدنیی بود

دلم تنگ می شه وقتی بچه ها از مدیر می ترسیدن و جرات دست زدن نداشتن

ما مدیرمونو دعوت کردیم اومد توی جمعمون و گفتیم برات شعر گفتیم گفت بخونین

همه با هم خوندیم:

- هستی بلابلابلابلابلا واسه تو می خرم طلا ملا ادامدا اصلا نیا ....

و با یه لبخند بزرگ ازمون تشکر کرد و با ایده ی آرزو یه شعر هم به شهین- که دختر

سوخته از جنگ بود چون جوونای اون زمان رفته بودن جنگ و شهید شده بودن و سر

این بی کلاه مونده بود-تقدیم کردیم:

-ترشیدی عشقم ندیدی حرفام نشنیدی به من خندیدی....

(خدا مارو ببخشه امیدوارم حلالمون کنه آخر سال همینو گفت)

یاد اون موقع می افتم که سارا آهنگ مهستی رو می خوند و من و فرشته کاکتوس

می شدیم(نکته رمزی زیاد فک نکنین)

زنگای ورزش چقد بسکتبال خوش می گذشت و همیشه برنده غارتگرا بودن.

اون دیوونه بازیایی که سر کلاس درآوردیم وقتی فهمیدیم بچه آنتها اسم رفیقامونو

 دادن پایین و شناسنامشونو رو کردن که فقط من گردن گرفتم که راسته و بقیه زدن

زیرش و نتیجش این بود که شهین (بهتره بگم فلیچ)زنگ زد به مامانم گفت که اتفاق

خاصی ام نیفتاد . وقتی همه تحت نظر بودن تا وقتی اسم پسرا رو بگن مچشونو

بگیرن و خدایی هم تابلو بود اگه می فهمیدن سارا غارتگرارو اذیت می کرد جلوی

شهین یا مدیر با صدای کلفت داد می زد:

ـسمانه رفیق مهدی بشی

و چشای سمانه گرد می شد و می گفت آروم و ما می خندیدیمو بعدش

- رفیق خدا بیامرز بهنام اسی

و سپییده غش می کرد از خنده

بعدش می گفت:رفیق شهرام خرم بعد صداشو نازک می کرد می گف:

 -خودمم اینجام حاضرم

دلم می خواد فرشته باز روی میز رنگ بگیده و آرزو بخونه

-آی اقایون خانوما یکیتون به من زودی بگه که این خانومه که با ما جوره...

و نداجمیلهو سارا اون وسط هنر نمایی کنن

-شما چی می گید قبوله؟

اون وقت حتی همه ی کلاس حتی فائزه یک صدا با هم بگن

-آره آره آره قبوله

و بعد آرزو باز بگه:

- همونی که خیلی نایسه عمرن سر کوچه وایسه....

و بیشتر بچه های مدرسه دم در کلاس جمع بشن و شایدتوی دلشون می خواد که

توی هم چین کلاسی بودن بعضیا هم به وضوح اینو به زبون می یارن

روز آخره و کلاس غرق گریه و خندس . صدای نازک سارا به گوش می رسه:

- دوباره دل هوای با تو بودن کرده نگو این دل دوری عشقتو باور کرده

فرشته و ندا در حالی که معلوم نیس دارن می خندن یا گریه می کنن به طور آهسته

مث فیلم هندی به سمت هم می رن این کارشون همه رو تو اوج گریه به خنده

 می ندازه.خانم لطفعلی آروم زیر لب زمزمه می کنه:

((هر کجا هستم باشم آسمان مال من است...))

           و این پایان کار غارتگران بود. اونا از هم جدا شدن

---------------------------------------------------------------------------

دوتا عکس از جین

ginny2.jpg Bonnie Wright image by seeedylittlelady

 

normal_2595162425_2c50f40c6e_b.jpg image by SS_PB


 

ترکانده شده توسط اینجانب به نام خدا هستم ندا در یکشنبه هفتم تیر 1388 در تایم14:37 موضوع | لينک ثابت


آپ 2 خطی

سلام یه سلام فوری ببخشید که من وقت آپ نداشتم و نخواهم داشت تا امتحان نهاییمو بدم

واسم دعا کنید راستی امروز ویدا اسلامیه می ره نمایشگاه کتاب ما هم می ریم معمولا هر روز اونجام

 چه حالی می ده ها


 

ترکانده شده توسط اینجانب به نام خدا هستم ندا در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 در تایم9:52 موضوع | لينک ثابت


 

 


 

ترکانده شده توسط اینجانب به نام خدا هستم ندا در یکشنبه دوم فروردین 1388 در تایم14:20 موضوع | لينک ثابت


با کوله ای پر از جینی و دیگر برو بچ در اصل 4 تا بیشتر نیس :)

بنجوق شایدم منجوق شایدم ملیله حال و احوالتون چطوریاس؟ خب الان نوشتنم نمی یاد دارم عکس جم می کنم

از هر کدوم خوشم بیاد می زارم وقتی می یام به وبم بسرم ببینم کلی ذوق کنم

                             اول بریم سراغ هری پاتر

                           عکسای جینی ویزلی (بونی رایت)

 

            

              عاشقی بددردیه جینی گرفتارش شده

                

                   و این است حکایت از هوا بوس گرفتن

 

                                                 

               اینو به دلیل  حیای بسیاری که دارم کوچولو می ذارم چه جو گیر شده این

*********************************************************************

                             حالا چن تا عکس از فیلم بنجامین 

 فیلم خیلی قشنگیه من کلا با فیلمای فانتزی حال می کنم پیشنهاد می کنم ببینین در مورد یه بچس که پیر به دنیا می یاد تو پیری عاشق می شه بعد تو بغل زنش بچه می شه می میره

 

                    

              

      اشتباه نکنین این ال فانینگه همون دیزی فیلم بنجامین من فک کردم بونیه ذوقیده شدم

                

               این صحنش خیلی باحاله

                              Hosted by ImageHost.org

                           كيت بلانشت در رابين هود با راسل كروو هم بازي مي شود

                                            چقدر پیر وچروکیده است

        اینم که باز بزرگی یای دیزیه (کیت بلانشت) خدایی نقششو خیلی توپ بازی کرده

*********************************************************************

                                            حالا یه کم رپ بریم

                                          حسین تهی

                                             

             حسین تهی ور پریده با یه دخمله بد دیدی مامانم گفته بود نرو تو نت بی ادب میشیا

                              

    

       چه باحاله 

*********************************************************************

                                                     امیر تتلو

     

                

                   معلوم نیس اون پایین چی دیده

              

                چه در و دافای چفتین آخه حیف تلق تولوق نیس؟

                 

                  اینم باحاله

*********************************************************************

                              

                                    اینم بدون شرحه حال کردم بذارم حرفیه ؟

*********************************************************************

باز دارن این برنامه شوکو پخش می کنن اعصاب ندارما رپ بس نبود ؟ یه مش بازیگرو جم کردن نمی دونم این دفعه به چی می خوان گیر بدت به رنگ کله غازی که مد شده؟

 


 

ترکانده شده توسط اینجانب به نام خدا هستم ندا در سه شنبه بیستم اسفند 1387 در تایم18:46 موضوع | لينک ثابت


قاطی پاتی مث خونمون

شاعر می گه : هوار هوار بردن دار و ندار ما رو

از دست ما (یا یه همچین چیزایی)گرفتن اون یار بی وفارو

می بینی روزگار من شده دیگه هی دیگه روزگار پیر شدیم رفت ...خیرم ندیدیم....

 

اهم اهم...سلام علیکم ...خوبید ؟...خب من مخاطبم نمی دونم کیه یعنی هنوز مخاطبی ندارم ولی خب من بر حسب وبی که داشتم می نویسم ایشالا که مخاطبم پیدا می شه و اینا ....

اینم چه قالب چفتیه ها ...بکس زد بازی ام آدمن ؟ البته هیدنشون باحاله ها ولی بقیشون مفت نمی ارزند...داشتم می گفتم این همه آدم باحال مثل همین آرمین خودمون چیش از این ویلسون چپول کمه؟اوه اوه خدایا رحم اله... توهین نبودا خدایا من نبودم این بودا نرنی ما رو چپول کنی حالا اسغفرالله

چه خبرا ؟ هری پاتر ؟ نه بابا من خیلی وقته ازش خبر ندارم دنیل کره خرم که جواب نمی ده نمی دونم کدوم سلیطه ای رو زیر سرش گذاشته.... عکس مکسم یخدی بدم می یاد زرتی از دمینتور ایور اونور مطلب و عکس کپی کنم ...ترجیح می دم چرت و پرتای خودمو بنویسم تا از این حرکتا بیام

دیگه چی بگم ؟ وقت زیاده هنوز فکم گرم نشده تو مشتری شو بت تخفیف می دیم نه جون ندا چه ربطی داشت ؟ دیگه سخنی چرت و پرتی در خاطر ندارن که بتایپم حوصلم بد جور گدمیش کرده به باشم ...اینقد کله ی مامی را خوردم مجوز ورود به اینترنت رو صادر کرد

به چی قسمت بدم...؟ ام ...(قسمای هری پاتری در خاطر ندارم چون مدتی از نت دور بودم) تو رو به کله ی کچل کچل کلاچه روغن کله پاچه....ام واقعا ساری این چیپ بازیا چیه در می یارم اصلا کلاس نداره....داشتم می گفتم تو رو به کله ی کچل آنخماهو به دامن چین چین شلوار پاچین .. (ااا ندا-ندا) آمن هوتب قسم می دم برای شادی دل مرحوم مغفوره خودم یه کف مرتب صلوات( نظررو بده دلشادم کن )

و در پایان سخنم را با یک شعر بسیار گرانبها از خانوم مهستی به پایان می رسانم این بیت یکی از آهنگهای آلبوم جدیدشان است که در تابستان امسال به بازار می آید که امیر تتلو هم زیر صدا ها و قسمت های آخرش رو می خونه و قسمت رپشم به احتمال زیاد حسین تهی اجرا می کنه  با تشکر از شرکت کلتکس رکورد

مثل تموم عالم حال منم خرابه خرابه خرابه

مث تموم بختا بخت منم تو خوابه تو خوابه تو خوابه

--------------------------------------------------------------------------------------------

از این پی نوشتا

دیدید تعطیلات چه زود تموم شد؟ هی دیگه

از این عکسا خوشم اومد می خوام بذارم هی ببینمشون

خدایی این حسین تهی ام دلقکیه واسه خودشا!!!

خب دیگه من برم کار وزندگی دارم امان از این زندگی با کسری بودجه مواجه شدم خفن


 

ترکانده شده توسط اینجانب به نام خدا هستم ندا در دوشنبه پنجم اسفند 1387 در تایم19:38 موضوع | لينک ثابت


ایلده الان می یام منتظر باش


 

ترکانده شده توسط اینجانب به نام خدا هستم ندا در دوشنبه پنجم اسفند 1387 در تایم0:4 موضوع | لينک ثابت